شعر ای شیعیان جا مانده ام
ای شیعیان جا مانده ام
زان جمع زُوّار حسین، زان مسلمین عالَمِین
زان عاشق پر شور و شِین، ای شیعیان جا مانده ام
زان عازمان کربلا، زان راهیان نینوا
زان زائر خون خدا، ای شیعیان جا مانده ام
زان هندی پاک و غریب، زان ارمنی لارقیب
زان اهل سنّت نجیب، ای شیعیان جا مانده ام
زان پیر رنجور فقیر، زان مادر خسته و پیر
زان طفل بی پای صغیر، ای شیعیان جا مانده ام
زان خادمین موکَبِین، زان ضابطین حرمِین
زان زائرین اربعِین، ای شیعیان جا مانده ام
زان مردم مهمان نواز، زان عارفان سر به راز
زان مُهر، سجّاده، نماز، ای شیعیان جا مانده ام
زان کور افلیج علیل، زان بسته بر صندوق دخیل
زان عشق مولایم قتیل، ای شیعیان جا مانده ام
ترسم نباشد فرصتی، دیگر نباشد همّتی
غافل شوم از رحمتی، ای شیعیان جا مانده ام
ترسم دگر دیرم شود، پایم زمین گیرم شود
عمرم رود، پیرم شود، ای شیعیان جامانده ام
آقا بشو تو شافی ام، عشق تو مولا کافی ام
از نور تو من وافی ام، ای شیعیان جا مانده ام
ابوالفضل سرلک متخلص به استوار
ابوالفضل سرلک اهل منطقۀ گوشۀ شهرستان خمین استان مرکزی میباشد که بنابر برخی رنجشها و سختیهایی که در زندگی با آنها مواجه شده، اما مانند کوه استوار مانده و خود را نباخته؛ تخلص استوار را برای خود برگزیده است. استوار اولین شعرش را در یک شب احیاء و پس از تلاش برای رهایی از عشقی زمینی و نافرجام، در سال 1382 نوشته است. وی از سبک پروین اعتصامی در اشعارش پیروی میکرد و از امثال و حکم فارسی و مذهبی و آموزنده، الهام میگرفت. کلام همیشگی استوار: "آنانکه مرا سوزاندند، به یزدان پاک واگذار نمودم."